در تشخیص تیپ شخصیتی افراد مشهور به چه مواردی باید دقت کنیم؟

بالاخره بعد از گذشت مدت زمانی که کاربران سایت از ما تقاضا میکردند تا به عنوان بخشی جذاب روی موضوع تیپهای شخصیتی افراد مشهور کار کنیم، تصمیم گرفتیم در فضایی حرفهایتر که امکان بیشتری برای تحلیل شخصیتها وجود دارد به این موضوع بپردازیم.
از این رو قصد داریم بررسی تیپ شخصیتی افراد مشهور بر اساس نظریه MBTI را به مقالات و موضوعات سایت اضافه کنیم. چون بعد از بررسیهایی که انجام دادیم، دیدیم حق با کاربران است و شاید فضای اینستاگرام به دلیل محدودیتهایی که در آن وجود دارد فضای مناسبی برای بحثهای بیشتر در این زمینه نباشد، به همین دلیل تصمیم گرفتیم بخشی از مقالات سایت را به این موضوع اختصاص دهیم.
هدف از ارائه این موضوع چیست؟
ما از اضافه کردن این بخش به سایت اهدافی را دنبال میکنیم و امیدواریم خوانندگان محترم پس از مطالعه این قسمتها به اهداف زیر دست پیدا کنند:
۱. آشنا شدن با افراد موفق و تأثیرگذار دنیا به بهانه آشنایی با تیپ شخصیتی آنها:
شاید بحث تیپ شخصیتی بهانهای بشود که ما با افکار، ایدهها و کارهای این اشخاص آشنا شویم و به دنبال اطلاعات بیشتری از آنها باشیم.
۲. درک جنبههای مختلف تئوری تیپهای شخصیتی
شاید خواندن مقالات و گزارشهای تیپهای مختلف شخصیتی به شما کمک کند تا با آن تیپ بهتر آشنا شوید، اما مسلماً وقتی تیپ را به صورت کاربردی و عملی در زندگی یک فرد مشهور بررسی میکنیم بسیاری از نکات بهتر جا میافتد و درک بهتری از تیپ به دست میآید.
۳. تبادل نظر و رفع ابهامات
خواهیم گفت که شناسایی تیپ شخصیتی اشخاص مشهور، حد و مرز دقیق و مشخصی ندارد. شخصی که از نظر تحلیلگران و کارشناسان ما شهودی به نظر میرسد ممکن است از نظر کارشناسی دیگر حسی باشد و این جای تعجب نیست. در نهایت ما با بحث، تبادل نظر و ارائه دلیل میتوانیم به شناخت بهتری از تفاوتهای شخصیتی دست پیدا کنیم و بسیاری از مطالب را بهتر متوجه شویم.
قبل از مطالعه ادامه مقاله حتما این پیشفرضها را بخوانید:
قبل از اینکه بحث را آغاز کنیم و در مورد تیپ شخصیتی افراد مشهور صحبت کنیم. لازم است نکاتی ضروری را با هم مرور کنیم تا در ادامه کار به مشکل برنخوریم.
ما برخی از پیشفرضهای مهم که قبل از مطالعه این مجموعه مقالات باید به ذهن بسپارید را دستهبندی کردیم تا با ذهن باز و دید غیر جانبدارانه وارد بحث اصلی شویم.
۱. نکته اول این است که پیدا کردن تیپ شخصیتی افراد مقولهای قطعی و مطلق نیست. خصوصاً در مورد اشخاص مشهوری که تنها از طریق آثار، افکار و سخنرانیهایشان به آنها دسترسی داریم. تشخیص تیپ افراد مشهور مقولهای صد در صد علمی نیست که انتظار داشته باشیم خطاناپذیر باشد.
بلکه تشخیص تیپ صرفاً مسئلهای تجربی است که به مطالعات کارشناسان و درک آنها از تیپ شخصیتی باز میگردد و در نتیجه ممکن است خطاپذیر باشد.
۲. تیپ شخصیتی افراد وابسته به عوامل مختلفی مثل محیط، جایگاه اجتماعی و مقام و منصبی است که در طول دوران زندگی کسب کردهاند. بنابراین این میزان از آمیختگی عوامل مختلف به یکدیگر، میتواند تشخیص تیپ آنها را با دشواریهایی همراه کند.
در نتیجه دسترسی به همه جنبهها و ابعاد شخصیتی افراد مشهور میسر نیست و در بهترین حالت تنها میتوان تخمینی نزدیک به تیپ آنها ارائه داد.
۳. وقتی در مورد تیپ افراد حدسی میزنیم، این حدس بر اساس شواهد و سرنخهایی است که از مصاحبهها، آثار، جملات مهم و طرز فکر افراد گرفته شده است. متأسفانه در اغلب موارد ما از نزدیک به آن فرد دسترسی نداشتهایم و بنابراین این هم کار را برای تشخیص صحیح تیپ دشوار میکند.
بنابراین وقتی داریم از مقولهای به نام تیپ شخصیتی افراد مشهور صحبت میکنیم، در بهترین حالت داریم از روی سرنخهای در دسترس، تیپ او را حدس میزنیم و این تشخیص، قطعی و مطلق نیست.
شاید بپرسید وقتی میگوییم تشخیص تیپ افراد از روی جملات و یا ایدهها و افکار آنها صورت میگیرد منظور ما چیست؟
برای درک بهتر این موضوع به مثال زیر توجه کنید:
در یکی از قسمتهای آینده قرار است به سراغ تحلیل تیپ شخصیتی آقای سایمون سینک (Simon Sinek) نظریهپرداز مشهور حوزه رهبری برویم. به یکی از نظریات ایشان که در کتاب «رهبران آخر غذا میخورند» بیان شده است توجه کنید:
«رهبری همانند پدر یا مادر بودن است و شرکت، خانوادهٔ جدید است که افراد به آن ملحق میشوند. آن که در بیماری و سلامتی همانند افراد خودی به فکر ماست.»
در قسمتی که تیپ آقای سایمون سینک را بررسی میکنیم خواهیم گفت که این جمله بسیار نزدیک به مدل ذهنی فردی است که کارکرد احساسی برونریزی شده (Fe) دارد و در نتیجه به یکی از سرنخهای مهم در مورد تیپ ایشان دست پیدا میکنیم. یعنی در نهایت تیپ ایشان یکی از چهار مورد (INFJ- ENFJ- ISFJ- ESFJ) است.
حالا در صورتی که کارکرد دیگر او را پیدا کنیم میتوانیم تیپ شخصیتی ایشان را معلوم کنیم.
بعد از این مقدمه میتوانیم وارد بحث شیرین تیپ شخصیتی افراد مشهور بشویم.
تیپ شخصیتی وارن بافت:
در نخستین قسمت از بررسی تیپ شخصیتی افراد مشهور و نامدار، تصمیم گرفتیم به سراغ یکی از موفقترین سرمایهگذارهای دوران حاضر برویم و تیپ شخصیتی وارن بافِت (Warren Buffett) را بررسی کنیم.
بررسی از روی مهمترین جملات و سرنخها
«بیست سال طول میکشد تا اعتبار و شهرتی به دست آورید، در حالی که نابود کردن این اعتبار فقط پنج دقیقه طول میکشد. کافی است به این موضوعِ ساده فکر کنید تا کارهایتان را به شکل متفاوتی انجام دهید.»
نکته اول این جمله این است که وارن بافت معتقد است رسیدن به وجهه و اعتبار، حاصل سختکوشی و مداومت است، حاصل مجموعه تلاشهای منظم و به همپیوسته است. بافت معتقد است رسیدن به یک جایگاه مورد قبول و معتبر، نتیجهٔ سالها تلاش و زحمت کشیدنِ فرد است و چیزی نیست که یک روزه به دست بیاید.
این رویکرد ما را به یاد مشرب SJ میاندازد. پشتیبانها (SJ) به سختکوشی، تعهد و انجام وظیفه در دراز مدت اعتقاد دارند و با ایدههای «یک شبه، رهِ صد ساله را رفتن» بیگانه هستند.
نکته دیگرِ این جمله، اهمیت و ارزشی است که وارن بافت برای «وجهه اجتماعی»، «آبرو» و «اعتبار» قائل است. مواردی که بیش از هر مشربی ما را به یاد پشتیبانها (SJ) میاندازد.
جمله دیگری از وارن بافت که دقیقا به همین جنبه از مدل ذهنی او اشاره میکند چنین است:
«اگر الان کسی زیر سایه درختی نشسته برای این است که دیگری مدتها پیش درختی کاشته.»
پشتیبانها معتقدند رسیدن به موفقیت، ثروت، شهرت و … نیازمند یک پیشینهٔ قوی است. فرد باید مدتها تلاش کرده باشد تا روزی به جایگاهی قابل اعتنا دست یابد. روندِ رسیدن به یک جایگاه از نظر SJها یک روندِ منطقی و زمانبندیشده است. نه یک روندِ نامنظم و ناگهانی یا وابسته به شانس و تقدیر.
علاوه بر این، در این جمله میتوانیم نگاه ساختاری و سیستماتیک وارن بافت را بهتر درک کنیم. تحلیل و ارزیابیهای اینچنینی ما را به یاد محاسبات و سبک-سنگین کردنهای یک فرد فکری (T) میاندازد.
این طرز فکر بیشتر تداعیکننده یک فرد فکری (T) است. فکریها در ارائه نظرات و تصمیمگیریهایشان پلههای متوالی را به صورت ۱، ۲، ۳ و ۴ طی میکنند تا به نتیجه برسند. تحلیلها و نظرات فکریها معمولا رنگ و بوی ساختاری و سیستمی دارد و به طور مستقیم نشانی از اِلِمانهای انسانی در تحلیلهایشان نیست (هر چند که میتواند آثارِ مطلوبی روی زندگی انسانها داشته باشد، اما لزوما در تحلیلهایشان خیلی واضح به چشم نمیخورد.) سهم «دو دو تا چهارتا»ها در تحلیلهای فکریها (T) پررنگتر است.
از نظر یک فرد فکری شما کاری انجام میدهید و این کار نتیجهای دارد و شما باید نتیجه و مسئولیت انتخابتان را بپذیرید.
اصول و قواعد بازی روشن است!
به جملهٔ دیگری از وارن بافت توجه کنید:
«قانون اول: هیچوقت پول را از دست نده. قانون دوم: هیچوقت قانون اول را فراموش نکن.»
در این جمله هم میتوان نقش کارکرد Te (فکری برونریزی شده) را پررنگتر از سایر کارکردها دید. ایجاد نظم و ساختار در دنیای بیرون و تعیین اهداف و قوانین روشن و مشخص و برنامهریزی برای رسیدن به این اهداف از مهمترین ویژگیهای کارکرد Te است.
علاوه بر این، ما در این جمله نوعی تمایل و علاقه به پیروی از یک نظامِ ذهنیِ روشن را هم میبینیم که تا اندازه زیادی تداعیکننده ترجیح ساختارگرا (J) است. به عبارت سادهتر وارن بافت با این جمله خیلی سریع و فوری تکلیف خودش و کسانی که میخواهند به جایگاه او برسند را مشخص کرده است، ابهامی در جملهاش دیده نمیشود، همه چیز روشن است.
مجددا به ترجیح J باز خواهیم گشت اما اجازه بدهید بُعدِ دیگری از ترجیح T را در قالب جملات آقای بافت بررسی کنیم.
جاهطلبی و پیشرفت در کار
«بهتر است با کسانی که از شما بهترند نشستوبرخاست داشته باشید. کسانی را انتخاب کنید که بتوانند چیزی به شما اضافه کنند.»- وارن بافت
چه چیزی از این جمله دریافت میکنید؟ چه احساسی از خواندن آن به شما دست میدهد؟ ممکن است خیلیها بگویند یک جمله ساده است. خیلیها هم ممکن است نوعی نگاه از بالا به پایین در آن ببینند.
اما بیش از هر چیز میتوانیم میل و انگیزه به پیشرفت و کسب دستاورد را در آن ببینیم. چیزی که عموما برای Tها اولویت بالاتری دارد. (دقت کنید پیشرفت و دستاورد برای Fها هم مهم است، اما Fها دوست دارند طیِ یک فرایند و مسیر همکاری و مشارکت با دیگران به یک دستاورد جمعی برسند.) شاید اگر یک F بود، بیشتر بر این باور بود که: «با هر کس نشست و برخاست کنی، میتوانی چیزی از او بیاموزی و چیزی هم به او یاد بدهی.»
از قبل آماده بودن، کلید ترجیح ساختارگرا (J)
«ریسک یعنی آگاهی نداشتن از کاری که در حال انجام آن هستید.»- وارن بافت
ساختارگرایی (J) وارن بافت را به وضوح میتوان از این جمله برداشت کرد. ساختارگراها افرادی هستند که ترجیح میدهند از قبل نسبت به کارهایی که انجام میدهند احاطه و اشراف داشته باشند. این تیپ افراد دوست دارند مواجهههای ناگهانی با موارد تازه را به حداقل برسانند و اغلب موارد لازم را از قبل پیشبینی کنند.
به نقل از مجله اینترنتی دیجیکالا، وارن بافت در رقابتهای انتخاباتی آمریکا از هیلاری کلینتون حمایت میکرد و چند بار به صورت داوطلبانه اسناد حسابهای مالیاتیاش را منتشر نمود تا به این روش دانلد ترامپ را به چالش بکشد تا او هم در صورت صادق بودن، برگههای مالیاتیاش را منتشر نماید.
چنین جدال و ستیزی در چارچوب قانون بار دیگر حکایت از سرسختی و پافشاری وارن بافت دارد. این نوع مبارزهطلبی تا حد زیادی به ترجیح فکری (T) نزدیک است.
در ادامه به توصیف زیر از وارن بافت توجه کنید. این توضیحات را از سایت مجله اینترنتی دیجیکالا برداشتهایم:
«توصیف وارن بافت کار سادهای نیست. از نظر ذهنی همه او را نابغه میدانند ولی در روابطش با مردم نکتهی پیچیدهای دیده نمیشود. آدم ساده، رو راست، و صادقی است. مشتاق شنیدن حرفهای منطقی و مستدل است و از حماقت و حرف بیراه متنفر. بهشدت دنبال سادگی است و از پیچیدگی دوری میکند.»
مطابق این توضیحات وارن بافت در روابطش فردی آرام و به دور از هیاهو و سروصداست که کفه ترازو را به سمت درونگرایی او سنگینتر میکند.
در نهایت مطابق تحلیلهای ما، تیپ شخصیتی وارن بافت به ISTJ نزدیکتر است. علاوه بر این، کارشناسان موسسه کِرزی و سایت celebritytypes.com نیز تیپ ایشان را ISTJ حدس زدهاند.
در سومین قسمت از مجموعه مقالات بررسی تیپ افراد مشهور، قصد داریم تیپ شخصیتی رئیسجمهور جنجالی آمریکا دانلد ترامپ (Donald Trump) را مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم.
تیپ شخصیتی دونالد ترامپ (Donald Trump)
قبل از این که وارد بحث شویم و تیپ شخصیتی دانلد ترامپ را بررسی کنیم، به جملهای از آقای Randolph Rowland استاد مدیریت تغییر و رفتار سازمانی از کالج میدلبِری توجه کنید:
«ابزار MBTI و ۱۶ تیپ شخصیتی آن، تنها برای افرادی که از نظر ذهنی و روانی، سالم محسوب میشوند کارآمد است.»
این هم یکی دیگر از پیشفرضهای مهمی است که قبل از تعیین تیپ شخصیتی هر فردی باید به آن توجه کنیم. ابزار MBTI را فقط در صورتی میتوان به طرزی مؤثر مورد استفاده قرار داد که فرد در شرایط سالم روانی قرار داشته باشد.
کارشناسان در مورد تیپ ترامپ چه میگویند؟
حالا نظرات تعدادی از متخصصین و کارشناسان تیپشناسی در مورد تیپ شخصیتی ترامپ را با هم مرور میکنیم:
آقای Kurt Weissgerber مشاور رفتار سازمانی از دانشگاه بردلی دراینباره میگوید:
«به نظر من او یک ESTP است، او فردی به شدت عملگراست و اهل ریسک و معاملههای سرسامآور است. او کاری را که میگوید، به سرعت انجام میدهد. تنها کافی است به سرعت انجام اقدامات توسط او و حجم کاری که در این مدت کوتاه انجام داده است نگاه کنید. با ENTP چندان موافق نیستم چون معمولاً ENTPها در برقراری ارتباط هنرمندانه و زیرکانهتر عمل میکنند. همین طور ENTJها تحلیلیتر و تئوریکتر هستند و ESTJها نظم و دیسیپلین بیشتری در کارهایشان دارند.»
خانم Rebecca Castleton مؤسس شرکت Castleton از دانشگاه کالیفرنیا معتقد است:
«فکر میکنم او یک ESTP باشد. آن قدر دورنما و چشماندازِ پررنگی ندارد که او را یک شهودی بدانیم و P بودن او هم مسلم است. اهل ریسک، اقدامات آنی و ناگهانی…»
ترامپ یک هیجانخواه است
بعد از مطالعه نظرات این دو نفر، تعدادی از جملات مهم ترامپ که قبل از رسیدن به ریاست جمهوری گفته بود را با هم مرور میکنیم.
«کسبوکار و معاملههای تجاری من به خاطر پول نیست، من به اندازه کافی ثروت دارم. من معامله میکنم، فقط به خاطر این که معامله کردن را دوست دارم.»- دانلد ترامپ
جمله بالا، از نگاه مشربی بیش از هر مشربِ دیگری ما را یاد ابزارگراها (SP) میاندازد. هسته اصلی فعالیتهای SPها هیجان و لذت موجود در لحظه است. SPها بیش از هر مشرب دیگری به دنبال فرصتهای در لحظه و فعالیتهای هیجانآور و مخاطرهآمیز هستند.
بیایید ببینیم محرک اصلی هر مشرب برای کسب ثروت چیست. SJها برای کسب وجهه و اعتبار اجتماعی دست به معامله میزنند. NTها برای عملی کردن ایدههای هوشمندانهشان و NFها برای ایجاد تغییرات مثبت و انسانی در دنیا دست به معامله میزنند.
اما هدف SPها از معاملههای کلان، صرفاً کسب پول نیست. آنها معامله کردن را به خاطر هیجان و ریسکی که درون آن نهفته است دوست دارند. ایدهٔ یکشبه پولدار شدن یا یکشبه شکست خوردن برای SPها هیجانانگیز است.
ضمناً فراموش نکنید، معاملههای تجاری کلان، ماهیتی پیشبینیناپذیر و ناگهانی دارند (مثل بورس). به همین دلیل شاید مشربهای دیگر (خصوصاً SJها) با نوعی محافظهکاری به سراغ آن بروند. اما همین ماهیت پیشبینیناپذیر برای SPها هیجانانگیز است.
ترامپ از نظر ذهنی به لحظه حال توجه میکند
«من همیشه سعی میکنم از گذشته درس بگیرم. اما برای آیندهام، از طریق تمرکز روی زمان حال برنامهریزی میکنم. لحظه حال تنها زمانی است که در آن هیجان میبینم.»- دانلد ترامپ
دیوید کرزی میگوید هر مشرب از نظر ذهنی متمرکز به یکی از زمانهای گذشته، حال و آینده است. در این تقسیمبندی- که البته بحث در مورد آن مفصل است و ما اینجا فقط نتیجه را بازگو میکنیم- SJها از نظر ذهنی متوجهِ زمان گذشته، NF و NT متمرکز روی آینده و SPها در لحظه حال زندگی میکنند.
در مورد NF نبودن ترامپ باید به این نکته اشاره کنیم که مدل رهبری NFها، رهبریِ معنوی است. NFها از طریق نوعی آرمانخواهیِ بشری دیگران را با خود همراه میکنند، نمونهای که در رهبرانی مثل گاندی، چهگوارا و مارتین لوتر کینگ (یا در حالت منفیاش در مورد هیتلر) دیدهایم.
ویژگی مشترک همه این رهبران، وجودِ یک تمِ آرمانی، متحد کننده و انسانی (humanistic) (مثبت یا منفی) در پیام آنهاست.
ترامپ یک رهبر عملگراست
اما در مورد ترامپ ما چندان آرمانخواهی یا پنداره بلندمدت (long-term vision) نمیبینیم. شعارهای او ممکن است آرمانی به نظر برسد- که نیست- اما مسیری که او برای رسیدن به این- به اصطلاح آرمانها- طی میکند با یک NF کاملاً متفاوت است. پندارههای ترامپ لحظهای و تکانهای است و خیلی سریع آنچه میگوید را عملی میکند. رفتاری که بیش از هر چیز ما را به یاد SPها میاندازد.
رهبران NF انسانها را از طریق پیام و آرمانشان با خود همراه میکنند، اما رهبران SP از طریق مذاکره و اشتیاقشان به خطر کردن و پیروز شدن برای خود طرفدارانی جمع میکنند.
در واقع میتوانیم مدل رهبری NFها را «رهبری معناگرا» و مدل رهبری SPها را «رهبریِ تاکتیکی» بنامیم. به نظر ما مدل رهبری ترامپ بیش از آن که معناگرا و متمرکز بر آرمان و ایدهآلیسم باشد، رهبری تاکتیکی و عملیاتی است. یعنی چیدمان نیروها بر حسب ضرورتهای لحظه.
ترامپ در اجرای تصمیماتش صریح و قاطع است
در مورد ترجیح تصمیمگیری ترامپ (T و F) کافی است مطابق تئوری سبکهای تعاملی Linda Berens به تفاوت مدل ارتباطی دو تیپ ESTP و ESFP توجه کنیم. ESTPها افرادی نتیجه گرا و وظیفه-محور (Task-oriented) هستند. این تیپ افراد، اهداف روشنی دارند و برای رسیدن به این اهداف برنامهریزی میکنند و از منابعی که در دسترسشان است برای رسیدن به اهدافشان استفاده میکنند. آنها در گفتار و رفتارشان صریح و قاطعاند و برای گفتن آنچه میدانند درست است تردید و مسامحه ندارند. به تعبیر لیندا برنز آنها هدایتکننده (Directing) هستند.
در عوض ESFPها فرایند-گرا و مردم-محور (People-oriented) هستند. آنها نظراتشان را خیلی صریح نمیگویند و بیش از کسب نتیجه به فرایندی که باید طی شود توجه میکنند. به همین دلیل اولویت آنها همراه کردن انسانها و افراد با خودشان است. مهارت ارتباطی و مذاکره آنها قویتر است و زمان بیشتری را برای متقاعد کردن دیگران صرف میکنند. به تعبیر لیندا برنز این افراد ارتباط گیرنده (Informing) هستند.
در نهایت مطابق تحلیلهایی که انجام دادیم، تیپ شخصیتی دانلد ترامپ را به ESTP نزدیکتر میدانیم.