در این قسمت از مجموعه مقالات «تیپ از زاویه‌ای دیگر» قصد داریم در مورد تیپ شخصیتی INFJ صحبت کنیم. کمی دقیق‌تر می‌خواهیم در مورد چهار عامل ایجاد کننده استرس در این تیپ شخصیتی صحبت کنیم و به صورت مختصر و مفید راهکارهایی را برای مقابله با این عوامل مطرح کنیم.

قبل از هر چیز بیایید نگاه کوتاهی به برخی از خصوصیات کلیدی تیپ شخصیتی INFJ بیندازیم. تیپ INFJ یک تیپ «مشاهده‌گر» است و فراست و گیرایی بالایی نسبت به محیط اطراف، انسان‌ها و ارتباطات دارد.

این تیپ در همدلی کردن با دیگران فوق‌العاده توانمند است و گاهی اوقات دیگران را حتی بهتر از خودِ آن‌ها می‌تواند بشناسد. نقطه قوت دیگر این تیپ مشارکت و همکاری آن‌ها با دیگران برای رسیدن به یک هدف مشترک است، هدفی که جزو اعتقادِ درونی INFJها باشد. در این صورت این تیپ با سخت‌کوشی فراوان برای رسیدن به این هدف تلاش خواهد کرد.

INFJها عموماً ترجیح می‌دهند تلاش‌های آن‌ها معطوف به یک اتفاق «انسان دوستانه» و خوشایند باشد که خیر و برکت آن نصیب سایر انسان‌ها شود.

حساسیت در برابر استرس

اما نکته مهمی که می‌خواهیم در این مقاله از آن استفاده کنیم این است که INFJها ماهیت حساس و گاهی آسیب‌پذیر و شکننده‌ای دارند و ممکن است نسبت به تیپ‌های دیگر به راحتی در معرض استرس و نگرانی قرار بگیرند.

مثل همیشه تأکید می‌کنیم این‌ها به این معنی نیست که تمام INFJها به راحتی مضطرب و نگران می‌شوند. یا نگرانی در ذات INFJهاست و در نتیجه باید با آن کنار بیایند! بلکه منظور این است که این تیپ، در صورتی که مراقب نباشد، با احتمال بیشتری نسبت به سایرین ممکن است در معرض نگرانی قرار بگیرد.

شاید بپرسید چرا می‌گوییم INFJها ممکن است بیشتر از سایرین در معرض نگرانی قرار بگیرند. پژوهشی که اخیراً انجام شده است بیان‌کننده این است که بین «نگرانی» و «همدلی» هم‌بستگی مثبت وجود دارد. (مرجع)

همدلی قوی‌تر، استرس بیشتر!

به عبارت دیگر، اشخاصی که عمیقاً نگران دیگران هستند، استرس بیشتری را نسبت به اشخاصی که همدلی پایینی دارند، تجربه می‌کنند.

البته هنوز پاسخ روشنی مبنی بر این‌که کدام‌یک از این دو عامل مسبب بروز دیگری است وجود ندارد، یعنی ما نمی‌دانیم که آیا همدلی باعث می‌شود فرد بیشتر در معرض استرس قرار بگیرد یا این که افراد مضطرب در درک احساسات دیگران بهتر عمل می‌کنند.

نکته جالب در مورد بروز استرس این است که وقتی فرد در معرض استرس و نگرانی قرار می‌گیرد، میزان همدلی او با دیگران کاهش می‌یابد. یعنی اگر بخواهیم جمع‌بندی کنیم می‌توانیم بگوییم:

اشخاصی که در همدلی با دیگران خوب هستند، بیشتر در معرض استرس قرار دارند. از طرفی وقتی افراد دچار استرس می‌شوند کم‌تر قادر به همدلی با دیگران هستند و توجه آن‌ها از دیگران دور می‌شود.

به عبارت دقیق‌تر، فرقی ندارد که من چقدر می‌توانم با دیگران همدلی کنم، در شرایط استرس بعید است بتوانم احساسات دیگران را درک کنم و بپذیرم. بلکه ممکن است حتی در مقابل آن‌ها موضع بگیرم.

بنابراین افرادی که در شرایط عادی بسیار همدل و مهربان هستند، ممکن است در شرایط استرس و تحت فشار کاملاً در نقطه مقابل قرار بگیرند و در برابر دیگران مواضع خصومت‌آمیزی را اتخاذ کنند.

از طرفی تحقیقات نشان می‌دهد در چنین شرایطی، فرد حتی ممکن است متوجه درد و رنج سایرین نشود یا دچار نوعی بی‌تفاوتی و کرختی عاطفی شود. (مرجع)

شما در شرایط بحران چطور رفتار می‌کنید؟

حالا اگر تیپ شخصیتی شما INFJ است فکر کنید و به خاطر بیاورید که در لحظاتی که دچار تنش و استرس می‌شوید، آیا همچنان می‌توانید به خوبی با دیگران همدلی کنید و احساسات آن‌ها را درک کنید؟ یا بر عکس، دیگر اهمیتی به خواسته‌ها و نیازهای آنان نمی‌دهید؟

اگر هم INFJ نیستید می‌توانید این مسئله را در مورد سایر INFJهایی که در اطراف شما هستند بررسی کنید و ببینید رفتار آن‌ها چقدر با فرضیه‌ای که در بالا مطرح کردیم مطابقت دارد.

برخی از INFJها در شرایط تنش و بحران، تبدیل به افرادی یکدنده و لجباز می‌شوند و در چنین حالتی با طعنه و کنایه با دیگران صحبت می‌کنند.

در این مجموعه مقالات قصد داریم ببینیم محرک اصلی بروز چنین رفتارهایی در تیپ شخصیتی INFJ چیست و کدام عوامل باعث می‌شود این تیپ به مرحله تنش و بحران وارد شود.

دانستن محرک‌ها یا همان عوامل استرس‌زا یکی از بهترین تمرین‌هایی است که می‌توانیم برای پیش‌بینی و کنترل رفتار تیپ در شرایط استرس داشته باشیم.

۱. وقتی مجبور می‌شوید روی جزئیات زیادی تمرکز کنید

وقتی در برابر جزئیات زیادی قرار می‌گیرید و احساس می‌کنید نمی‌توانید آن‌ها را مدیریت کنید (از آن‌ها سر در نمی‌آورید) اولین نشانه‌های استرس در شما ظاهر می‌شود.

این حالت زمانی تشدید می‌شود که در موقعیتی قرار بگیرید که نمی‌دانید باید چه کار کنید و نوعی سردرگمی، ابهام یا عدم قطعیت در مورد موقعیت دارید.

وقتی به طور ناخواسته و ناگهانی در یک موقعیت یا رویداد قرار می‌گیرید، چون مجبور می‌شوید به تعداد زیادی از جزئیات دقت کنید تا بتوانید الگوی شهودی مد نظرتان را از موقعیت در ذهنتان شکل دهید، ممکن است دچار استرس شوید.

در این شرایط چون نمی‌توانید از شهود (که کارکرد اصلی شماست) استفاده کنید و مجبورید با چشمان باز، به جزئیات اطرافتان دقت کنید تا ارتباط بین آن‌ها را کشف کنید، نوعی تنش را تجربه می‌کنید.

درست مثل موقعی که بخواهید در یک شهر جدید، مسیرتان را پیدا کنید.

در چنین وضعیت‌هایی شما نگاه کلان به موقعیت را از دست می‌دهید و مجبورید با جزئیات همین لحظه و پیشِ چشمتان سروکار داشته باشید و همین شما را به هم می‌ریزد.

در چنین شرایطی عملکرد شما افت می‌کند و شاید ندانید دقیقاً باید چه کار کرد و در نتیجه ممکن است تصمیمات اشتباهی بگیرید یا دچار اشتباهاتِ بی‌موردی شوید.

مثلاً ممکن است جای وسایلتان را گم کنید، چیزها را جا به جا بگذارید، جزئیاتِ کوچک ولی مهم برنامه‌ها را فراموش کنید و مواردی مثل این‌ها.

جالب اینجاست که INFJها در این شرایط برای جلوگیری از اشتباه، سعی می‌کنند با دقت بسیار زیاد به جزئیات توجه کنند. مثلاً اعداد و ارقام را چند با تکرار کنند، آدرسی که باید بروند را بارها و بارها بخوانند تا اشتباهی رخ ندهد، مدتی طولانی دنبال چیزی که گم شده بگردند تا آن را پیدا کنند، اگر اطلاعات پرونده‌ای ناقص است، ساعت‌ها وقت صرف می‌کنند تا بتوانند آن را تکمیل کنند و ببینند چه چیزی کم است.

اما از آن جایی که در شرایط استرس قرار دارند، این دقتِ زیاد کمکی به آن‌ها نمی‌کند و بلکه باعث خراب‌تر شدن کارها می‌شود.

باید توجه داشت که این دقت و توجه زیاد ممکن است اساساً معطوف به یک موضوع کم اهمیت و ناچیز باشد، اما به هر حال ذهن INFJها را به شدت به خود درگیر می‌کند. به عبارت ساده‌تر، INFJها در این حالت نمی‌توانند ذهنشان را رها کنند و به کارهای عادی‌شان بپردازند، باید دنبال آن چه می‌خواهند بروند و لزوماً آن چیز، در شرایط عادی اهمیت چندانی هم ندارد.

چطور با این وضعیت مقابله کنید؟

بهترین راه این است که عامل ایجاد استرستان را شناسایی کنید. به موقعیت‌های مشابهی که درگیر استرس می‌شوید فکر کنید و ببینید کدام عاملِ پرتکرار است که با زمینهٔ یکسان، هر بار شما را وارد فضای استرس می‌کند.

بعد از شناساییِ این عامل آن را حذف یا کمرنگ کنید. مثلاً برای مدتی به آن فکر نکنید، کمی آرام بگیرید و احساس خودتان را در دست بگیرید، بعد با آن مواجه شوید. همین مکث کوتاه (از ده دقیقه تا یک روز) باعث می‌شود با راندمان و عملکرد بهتری با آن مواجه شوید.

۲. وقتی برون‌گرایی بیش از اندازه را تجربه می‌کنید

این بخش اصلاً به این معنی نیست که شما ارتباط اجتماعی ضعیفی دارید و مثلاً از ارتباط با آدم‌های دیگر فراری هستید. اتفاقاً هر درون‌گرایی می‌تواند بسیار اجتماعی باشد.

اما توجه کنید تیپ شخصیتی INFJ نیاز به فضای خصوصی زیادی دارد و حفظ حریم شخصی برای این تیپ مهم است. به همین دلیل سروصدای زیاد، محیط‌های شلوغ، مداخله‌های زیاد همکاران در محیط کار و ارتباط داشتن با تعداد زیادی از افراد آن هم برای مدتی کوتاه ممکن است این تیپ را از نظر ذهنی خسته کند.

دقت کنید باز هم نمی‌گوییم تیپ INFJ -یا هر تیپ درون‌گرای دیگری- از ارتباط با آدم‌ها فراری است یا ارتباط با دیگران را بلد نیست. مسئله صرفاً خستگی ذهنی است.

اگر در چنین موقعیتی قرار بگیرید، ممکن است این تنش ذهنی خودش را به دو صورت نشان دهد. یا این که به طور کلی از جمع فاصله می‌گیرید و خیلی کم با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کنید و یا احساستان را به شکلی اغراق شده برون‌ریزی می‌کنید و دیگران را متهم یا مقصر می‌شمارید.

چطور با این وضعیت مقابله کنید؟

حتماً بازه‌های زمانی مشخصی را در طول هفته به خودتان اختصاص دهید و با خودتان خلوت کنید. پیاده‌روی‌های تک‌نفره، استخر، کافه گردی یا گوش دادن به موزیک در اتاقتان مواردی هستند که به شما کمک می‌کنند بعد از اجتماعی بودنِ زیاد، کمی استراحت کنید و برای خودتان باشید.

این زمانِ تنهایی برای به تعادل رسیدن شما نقش مهمی ایفا می‌کند.

۳. نداشتن استقلال کافی و کمبود راندمان

یکی از موقعیت‌های ناخوشایند برای INFJها، زمانی است که در محیط کاری استقلال کافی برای پیشرفت در اختیار آن‌ها قرار نگیرد.

محیط‌های کاری با ساختار و قوانین زیاد و پیچیده INFJها را کلافه می‌کند. حفظ استقلال فکری برای این تیپ بسیار مهم است و محیط‌هایی با چارچوب و قوانین زیاد این استقلال فکری را از آن‌ها سلب می‌کند.

INFJها اهداف و آرمان‌های شخصی و بلندپروازانه فراوانی دارند و دوست دارند برای محقق نمودن این اهداف، آزادی عمل کافی داشته باشند.

از طرفی اگر INFJها در تیم‌های کاریِ ناکارآمد و بی‌هدف قرار بگیرند نیز به سرعت اشتیاقشان را از دست می‌دهند، آن‌ها دوست دارند توانایی‌ها و مهارت‌هایشان دیده شود و در مسیر مناسب از مهارت آن‌ها استفاده شود.

مسئله اینجاست که در چنین شرایطی ممکن است INFJها به طور کلی انگیزه‌شان را از دست بدهند و مدام در ذهنشان به نواقص و ناکارآمدی‌های سیستم فکر کنند.

البته فکر کردن به این نواقص و کمبودها بیش از این که سازنده باشد، مخرب است چون INFJها را مصمم می‌کند جورِ دیگران را بکشند و خودشان بخواهند همه مسئولیت‌ها و وظایف را به تنهایی انجام دهند.

از طرفی ممکن است در چنین شرایطی INFJها روحیه انتقادی پیدا کنند و مدام دیگران را سرزنش کنند و بخواهند آن‌ها را مدیریت کنند.

چطور با این وضعیت مقابله کنید؟

وقتی به این ترتیب در شرایط تنش و استرس قرار می‌گیرید، احساس می‌کنید کنترل شما روی اوضاع کم شده است و کار خاصی از دست شما بر نمی‌آید.

بهترین راه برای مقابله با این نوع استرس، تغییر دادن این نگرش است. باید بپذیرید که می‌توانید روی وضعیت‌های مشخصی تأثیرگذار باشید.

روی کارِ خودتان تمرکز کنید و برای پیشرفت آن اقدامی انجام دهید. در این شرایط تقویت عمل‌گرایی کلید پیشروی شماست. پیشرفت ممکن است کند باشد اما همین که پیشرفت وجود دارد مایه امیدواری است.

۴. ایجاد اختلاف نظر با دوستان صمیمی و نزدیک

اختلاف نظر و تنش در روابط با دوستان صمیمی و نزدیک یکی دیگر از عوامل ایجاد کننده استرس برای INFJهاست.

نوعی شکنندگی و آسیب‌پذیری در INFJها وجود دارد که مانع از این می‌شود که بتوانند به راحتی با اختلاف نظر و تعارض در روابط کنار بیایند.

وقتی یک دوست صمیمی یا فردی نزدیک، با INFJها مخالفت می‌کند، INFJها ممکن است این مسئله را به شدت شخصی تلقی کنند و اصطلاحاً «به خودشان بگیرند» و معمولاً دچار احساس کم‌ارزشی می‌شوند.

ضمن این‌ که INFJها معمولاً وقتی با کسی احساس صمیمیت و نزدیکی می‌کنند، از نظر ارزشی و فکری هم به آن شخص نزدیک می‌شوند و دیدگاه‌های او را دیدگاه‌های خودشان تلقی می‌کنند.

این مسئله در مورد عواطف هم صادق است، برای یک INFJ، احساساتِ صمیمی‌ترین افراد زندگی‌اش، در واقع احساساتِ خودش است. در نتیجه بروز بحران و اختلاف نظر در روابط برای یک INFJ تحمل‌ناپذیر و سخت است.

INFJها در بسیاری از مواقع برای حفظ صلح و دوستی بین خودشان و دوستان نزدیکی که دارند، سازگاری بالایی از خودشان نشان می‌دهند و با آن‌ها به خوبی کنار می‌آیند. در واقع این تیپ از برخی از موضوعات و مسائل آزاردهنده در رابطه‌اش، برای حفظ دوستی‌ها، چشم‌پوشی می‌کند.

اما حتی تحت این شرایط هم، همیشه خطر قرمزهایی پنهان در این تیپ وجود دارد که هیچ‌کس نباید از آن عبور کند. نادیده گرفتن این خطر قرمزها توسط دیگران، یکی دیگر از عوامل مهمی است که INFJها را به سمت تنشِ درونی و حتی گاهی عصبانیت شدید سوق می‌دهد.

در چنین شرایطی وقتی یک INFJ عصبانی می‌شود، ممکن است دیگران آن روی سکه این تیپ را هم ببینند! شاید این همه تفاوت (یعنی آرامش ذاتی INFJها در مقابل خشم و عصبانیتشان در حالت تنش) دیگران را شگفت‌زده کند.

چطور با این وضعیت مقابله کنید؟

وقتی مشکل یا اختلاف نظری در رابطه‌های دوستانه به وجود می‌آید معمولاً دو راه پایه‌ای پیشِ روی افراد است. یکی این که برای مدتی از هم فاصله بگیرند تا با گذشت زمان و فرونشستن احساسات، بتوانند منطقی‌تر تصمیم بگیرند و دیگر این که با کسی در این مورد صحبت کنند و از او راهنمایی و مشورت بگیرند.

حقیقت این است که هر دو راه حل جواب می‌دهد. کمی فاصله گرفتن و خلوت کردن با خودتان به شما کمک می‌کند روی احساسات و عواطف خودتان مسلط شوید و بدانید واقعاً مشکل کجاست.

صحبت کردن با فردی امین و نزدیک به خودتان نیز به شما کمک می‌کند مسئله را از حالت انتزاعی و ذهنی خارج کنید و به آن نمودِ عینی و شفاف‌تری بدهید. به این شکل مسئله شما، چند قدم به حل شدن نزدیک‌تر خواهد شد و از طرفی نوعی تخلیه هیجانی هم صورت خواهد گرفت.