منظور از رفتار تکانشی چیست؟

رفتارها و واکنش‌های تکانشی همیشه هم بد و مخرب نیستند. عمل کردن بر اساس تکانش و غریزه، بسیاری از اوقات ما را در برابر خطرات محیطی سالم نگه می‌دارد. وقتی دستمان به جسم داغی برخورد می‌کند و به طور غریزی آن را عقب می‌کشیم، وقتی در حال عبور از خیابان اتومبیلی با سرعت زیاد می‌بینیم خودمان را عقب می‌کشیم و نظایر این‌ها. در چنین مواقعی اگر رفتار ما تکانشی نبود و قرار بود وضعیت را پردازش کنیم و بعد در مورد آن تصمیم بگیریم احتمالاً وضعیت ناگواری برای ما پیش می‌آمد که می‌توانست سلامتی ما را تحت تأثیر قرار دهد. اما به لطف غرایز و واکنش‌های تکانشی، سلامت ما تضمین می‌شود.

تصمیمات تکانشی لزوما «بد» نیستند!

علاوه بر مثال‌های فوق، بسیاری از ما برایمان پیش آمده که بخشی از تصمیمات زندگی‌مان را بر اساس احساسی که در آن لحظه داشته‌ایم- و بدون دلیل مشخصی- گرفته‌ایم. مثلاً این‌که از بین گزینه‌های مختلف شغلی کدام را انتخاب کنیم، یا در مورد خرید تلفن همراه و حتی گاهی انتخاب شریک عاطفی. جالب اینجاست که این نوع تصمیمات همیشه هم بد و غلط از آب در نمی‌آیند.

خطرات رفتار تکانشی

اما مواقعی هم هست که عمل کردن و تصمیم گرفتن، بدون تحلیل و ارزیابیِ قبلی و بدون فکر کردن در مورد تبعاتِ تصمیم، می‌تواند برای ما گران تمام شود. این همان چیزی است که در بیشتر فرهنگ‌ها از آن به «عملِ بدون فکر» تعبیر می‌شود. بسیاری از ما، بدترین تصمیمات زندگی‌مان را وقتی گرفته‌ایم که در مورد تبعات و نتایجِ احتمالی آن فکر نکردیم و صرفاً بر اساس احساس آنی و لحظه‌ای خودمان تصمیم گرفته‌ایم. مثال برای تصمیم‌های تکانشی و بدون فکر زیاد است، اما شاید یکی از معروف‌ترین مثال‌ها در این خصوص لحظه‌ای باشد که بوکسور معروف، مایک تایسون در مسابقات سال ۱۹۹۷، در اثر عصبانیت گوش رقیب خودش را گاز گرفت و آن را کَند!

مسئله اینجاست که ما باید تکانه‌هایمان را کنترل کنیم. چون هرچقدر بر اساس تکانه‌ها و احساساتمان در لحظه تصمیم بگیریم احتمال این‌که نتیجه‌ای به دست بیاوریم که بعداً باعث پشیمانی‌مان بشود بیشتر خواهد شد.

آیا رفتار تکانشی به تیپ شخصیتی بستگی دارد؟

این درست است که بعضی از تیپ‌های شخصیتی بر اساس مدل شخصیت‌شناسی MBTI، ممکن است بیشتر در معرض تصمیم‌گیریِ تکانشی باشند.

اما پیشنهاد ما این است که فارغ از تیپ شخصیتی که دارید، اگر اغلب مواقع گرفتار تصمیم‌گیری‌های تکانشی هستید برای کنترل این نوع تصمیمات کاری انجام دهید.

در مقاله بعدی چند راهکار را برای کنترل و غلبه بر چنین تصمیماتی با هم بررسی خواهیم کرد که می‌تواند شروع خوبی برای ورود به این مسئله باشد. اما قبل از آن بیایید ببینیم کدام‌یک از ترجیحات MBTI افراد را بیشتر، مستعد تصمیم‌گیری‌های تکانشی می‌کنند.

ترجیحات MBTI و رفتار تکانشی

بین ترجیح برون‌گرایی و درون‌گرایی، از آنجا که افراد برون‌گرا (خصوصاً اگر شاخص برون‌گرایی در آن‌ها پررنگ باشد) هیجان خواهی بیشتری نسبت به افراد درون‌گرا دارند در نتیجه میل بیشتری به تصمیم‌گیری‌هایی دارند که ریسک و هیجانی در آن‌ها وجود دارد.

بین ترجیح حسی و شهودی، افراد شهودی بیشتر تمایل به ریسک کردن و مواجهه با تجربه‌های جدید و از قبل امتحان نشده دارند. در نتیجه شهودی‌ها به احتمال بیشتری نسبت به حسی‌ها، ممکن است تکانشی تصمیم بگیرند.

بین ترجیح فکری و احساسی، شاید نتوانیم به طور مشخص بگوییم احتمال تصمیم‌گیری تکانشی در کدام‌یک بیشتر است. اما از آنجایی که در تصمیم‌گیری‌های افراد Feeling اولویت با ارزش‌های شخصی است، به نظر می‌رسد Fها بیشتر از Tها گرایش به تصمیم‌گیری‌های تکانشی داشته باشند.

بین ترجیح ساختارگرا و انعطاف‌پذیر، افراد P بر اساس نیاز فوری و آنی که در لحظه احساس می‌شود، اقدام می‌کنند و ریسک‌پذیری بیشتری نسبت به Jها دارند. در نتیجه گرایش بیشتری به تصمیم‌گیری‌های تکانشی دارند.

نکته مهم: دقت کنید در میان سایر تیپ‌های MBTI، تیپ‌های برون‌گرای مشرب ابزارگرا (ESTP و ESFP) نیز هم‌بستگی بالایی با رفتار تکانشی دارند.

کدام تیپ استعداد بیشتری برای بروز رفتار تکانه‌ای دارد؟

با این حساب می‌توانیم بگوییم ترکیب ترجیحات ENFP در یک شخص نسبت به سایر ترجیحات، شخص را بیشتر مستعد تصمیم‌گیری‌های تکانشی می‌کند. البته دقت کنید این یک اصل و قاعدهٔ تخطی ناپذیر نیست که بگوییم هر کس تیپ شخصیتی ENFP دارد، پس حتماً تصمیم‌گیری‌هایش تکانشی و بدون فکر است.

این کاملاً اشتباه است. بلکه درست آن است که بگوییم، افرادی که ترجیحات ENFP در آن‌ها پررنگ‌تر است، «به طور بالقوه»، به احتمالِ بیشتری نسبت به سایر ترجیحات در معرض تصمیم‌گیریِ تکانشی هستند و باید بیشتر از سایرین مراقب این مسئله باشند. به عبارت بهتر، ترجیحات ENFP فرد را برای تصمیم‌گیری‌های تکانشی مستعد‌تر از سایرین می‌کند اما این لزوماً به این معنا نیست که همه ENFPها تصمیم‌گیری‌هایشان بدون فکر و تکانشی است.

لطفاً به تفاوت ظریف این دو جمله فکر کنید.

راهنمای مدیریت رفتار تکانشی

۱. ذهن آگاهی را تمرین کنید

یکی از راهکارهای اثربخش برای کنترل تکانشگری پرورش مهارت ذهن آگاهی (mindfulness) است. ذهن آگاهی کمک می‌کند با تمرکزِ بیشتری متوجه اتفاقات و رویدادهای اطراف باشیم و باعث می‌شود روی کاری که داریم انجام می‌دهیم متمرکز باشیم. به عبارت بهتر، ذهن آگاهی همان چیزی است که اغلب با عنوان «تمرکز حواس» از آن یاد می‌کنیم.

افراد تکانشی معمولاً آرام و قرار ندارند و روی چند مسئولیت و کار مختلف جابه‌جا می‌شوند، تنوع‌گرایی آن‌ها زیاد است و به سرعت از انجام یک کار روتین دل‌زده می‌شوند. نقطه مقابل تکانشگری، «تمرکز حواس» است.

برای پرورش تمرکز حواس، اول لازم است عامل حواس‌پرتی خودتان را رصد کنید. به مدت یک هفته، هوشیارانه رفتار خودتان را زیر نظر بگیرید و ببینید تکانه‌های شما از چه نوع است و به چه شکلی است؟ نوع رفتارتان را در این لحظات بنویسید.

در آن لحظه دقیقاً چه احساسی دارید؟ به چه چیزی فکر می‌کنید؟‌ چه موقعیت‌های بیرونی در ایجاد رفتار تکانشی در شما نقش دارند؟ آیا می‌توانید الگوی ثابتی برای آن پیدا کنید؟‌ در کدام شرایط احساسی، رفتار تکانشی در شما بیشتر است؟ وقتی استرس دارید؟ وقتی عصبانی هستید؟‌ وقتی هیجان‌زده‌اید؟

نکته این تمرین اینجاست که وقتی «محرک» خودتان را کشف می‌کنید و می‌فهمید عامل رفتار تکانشی شما چیست، راحت‌تر می‌توانید آن را کنترل کنید.

به محض اینکه احساس کردید در معرض رفتاری تکانشی قرار گرفته‌اید- مثلاً تمرکز حواستان دارد از دست می‌رود یا چندان روی کاری که دارید انجام می‌دهید متمرکز نیستید- تکنیک‌های ذهن آگاهی را به کار بگیرید.

نفس‌های عمیق و ادامه‌دار، به مدت پنج دقیقه، آرام کردن روندِ افکار و سایر تکنیک‌های ذهن آگاهی. در مجموع این تمرینات به شما کمک می‌کنند توجه و تمرکزتان در لحظه حال افزایش یابد و کمتر تحت تأثیر اتفاقات و تغییراتِ بیرونی قرار بگیرید و به آن‌ها واکنش نشان بدهید.

ضمناً ذهن آگاهی باعث می‌شود بیشتر به نتیجه و عواقب تصمیماتتان فکر کنید و قبل از اینکه تصمیمی بگیرید که از آن پشیمان شوید، اقدامی مثبت و سازنده انجام دهید.

۲. مراقب باشید با چه افرادی همنشینی می‌کنید

متمرکز ماندن تا حد زیادی به عوامل بیرونی هم بستگی دارد. یعنی اگر من همه انرژی‌ام را بگذارم و روی کاری که دارم انجام می‌دهم متمرکز بمانم، باز ممکن است دوستانی داشته باشم که با صحبت‌های بی‌مورد مزاحم کار من می‌شوند.

یا در حالت خوشبینانه دوستان و نزدیکانی که مدام در حال مسافرت و گردش و تفریح هستند و خلاصه اینکه به دلیل وقفه‌های بیرونی، نمی‌توانم لحظه‌ای به حال خودم باشم. سعی کنید شبکه دوستانتان را گزیده‌ انتخاب کنید. از افرادی که نمی‌توانند نیاز شما به تمرکز و ثبات را درک کنند دوری کنید و حلقه‌تان را محدود کنید.

۳. قبل از اقدام، در مورد عواقب کار فکر کنید

قبل از این‌که تصمیمی بگیرید یا کاری انجام دهید، به این فکر کنید آخرین باری که مطابق غریزه و به طور آنی و تکانشی تصمیم گرفتید، این کار چه عواقبی برایتان داشت؟‌ اوضاع چطور پیش رفت؟

وقتی یادم می‌آید که هفته قبل پنج ساعتِ مداوم مشغول بازی با موبایلم بودم، یا پاسخ کامنت‌های آخرین پست اینستاگرام را با عصبانیت دادم… بعدش چه احساسی داشتم؟‌ هزینه این تصمیمات برای من چه بود؟‌ آیا فقط احساس خودم را در لحظه ارضا کردم یا به حل مسئله کمک کردم و اقدامی مثبت و سازنده انجام دادم؟‌ تبعات این تصمیمات برای من چه بود؟

وقتی این محاسبات را انجام می‌دهید و به عواقب کارهایتان فکر می‌کنید، واقع‌گرایی جایگزین تصمیمات احساسی و آنی می‌شود و کنترل شما روی رفتارتان افزایش پیدا می‌کند.

در این صورت احتمال انجام دادن یک اقدام تکانشیِ دیگر، کمتر می‌شود. در این حالت شما سعی می‌کنید احساسِ پشیمانیِ ناشی از تصمیم‌گیری را، قبل از وقوع آن به خودتان یادآوری کنید و چنین احساسی به احتمال زیاد منجر به این می‌شود که از آن تصمیم یا از آن اقدام اجتناب کنید.

چون وقتی دارم آگاهانه به این فکر می‌کنم که: «چه تصمیمی بگیرم که بعداً کمتر پشیمان شوم؟»، این فکر خودش یک محرک و انگیزه قوی برای عاقلانه تصمیم گرفتن من می‌شود.

۴. تکانه‌هایتان را با این تکنیک کنترل کنید

گفتیم تصمیم‌گیری بر اساس تکانه‌ها یعنی «باید همین الآن به خواسته‌ام برسم، چون همین الآن آن را می‌خواهم». تکانش نیازی آنی و فوری به انجام دادن کار است. کسانی که نمی‌توانند تکانه‌هایشان را کنترل کنند و روی آن‌ها مسلط شوند، باید فوراً به آنچه می‌خواهند برسند و نمی‌توانند آن را به تأخیر بیندازند.

مهارت کنترل تکانه یعنی من بتوانم پاداش بزرگ‌تر (و بلند-مدت) را ببینم و در نتیجه در مقابل تصمیم‌گیری آنی مقاومت کنم. این افراد پاداشِ فوری و آنی را به تأخیر می‌اندازند تا پاداش بزرگ‌تری دریافت کنند.

فرض کنید یک هفته به سال نو باقی‌مانده و آخرین روز کاری من در محل کار است. من دو انتخاب دارم، یکی این‌که امروز از مرخصی تشویقی استفاده کنم و کمی زودتر به منزل بروم و باقی کار را بگذارم برای بعد از تعطیلات عید و دیگر این‌که امروز کمی بیشتر در محل کار بمانم و کارم را تمام کنم و انجام کار را به بعد از تعطیلات موکول نکنم. کسانی که می‌توانند تکانه‌هایشان را کنترل کنند، قطعاً ترجیح می‌دهند کمی بیشتر در محل کارشان بمانند و کار را تمام کنند تا از پاداش بزرگ‌تری لذت ببرند.

مهارت کنترل تکانه همین است. یعنی من می‌توانم لذت و پاداش فوری را، به خاطر پاداشی بزرگ‌تر (اما دورتر) به تأخیر بیندازم.

حالا شاید بپرسید برای کنترل تکانه‌هایمان باید چه کار کنیم؟ یک راهکار ساده و البته کاربردی برای کنترل تکانه استفاده از تایمر است. هر موقع احساس کردید می‌خواهید فوراً به چیزی برسید، «کمی» صبر کنید و بین خواسته و برآورده شدنِ آن فاصله کوتاهی بیندازید.

مثلاً فرض کنید تصمیم گرفته‌اید استفاده از شبکه‌های اجتماعی را محدود کنید و مثلاً کمتر به اینستاگرام بروید. اما بلافاصله روی گوشی شما یک اعلان (notification) ظاهر می‌شود و مثلاً می‌بینید کسی کامنتی گذاشته است.

طبیعی است که وسوسه می‌شوید بلافاصله آن کامنت را ببینید. این بهترین لحظه برای کنترل تکانه است، یک تایمر بردارید و آن را روی ده دقیقه تنظیم کنید و تا قبل از آن وارد اینستاگرام نشوید. بعد از ده دقیقه دو حالت به وجود می‌آید یا کلاً سرگرم کار دیگری می‌شوید و فراموش می‌کنید کامنتی داشته‌اید یا این‌که آن کامنت را چک می‌کنید.

در این صورت هم شما موفق شدید چون به‌هرحال برای ده دقیقه تکانه را کنترل کرده‌اید و این خیلی خوب است. رفته‌رفته می‌توانید زمان تایمر را بیشتر کنید و تسلط خودتان را روی تکانه‌ها افزایش دهید.