در این مقاله قصد داریم در مورد یک موضوع مهم صحبت کنیم. بسیاری از افراد به اشتباه فکر می‌کنند به تنهایی و فقط با پاسخ دادن به سوالات تست MBTI آن هم به صورت آنلاین (و بدون کسب راهنمایی‌های لازم) می‌توانند به درستی تیپ شخصیتی‌شان را مشخص کنند در حالیکه این تصور اشتباه است. در ادامه دلیل این موضوع را به شما خواهیم گفت.

اگر اندکی در اینترنت جستجو کنید خواهید دید که MBTI هم از گزند انتقادات در امان نمانده و در میان متخصصان هستند افرادی که آن را به چالش می‌کشند و به دید انتقادی به آن می‌نگرند. البته این انتقادات صرفاً مختص MBTI نیست، تقریباً هر متد یا سیستم شخصیت‌شناسی، رفتارشناسی یا تیپ‌شناسی طبیعتاً طرفداران و یا منتقدانی دارد. اما نکته‌ای که باید به آن توجه کنید این است که تقریباً اغلب انتقاداتی که به MBTI می‌شود متوجه «تست» آن است نه خودِ تئوری تیپ یا کاربرد و اثربخشی آن.

این انتقادات عمدتاً متمرکز بر نحوه سنجش و نمره‌دهی (scoring) به ترجیحات است. حتماً دیدید کسانی که چند بار تست را می‌زنند و هر بار نتایج متفاوتی دریافت می‌کنند. عمده ایراد منتقدان به همین موضوع است: چرا یک پرسشنامه باید هر بار نتایج متفاوتی به دست بدهد؟ اغلب انتقاداتی هم که به MBTI می‌شود (و متوجه تست و نگاه دوقطبی آن است) بیشتر مربوط به کاربست نادرست آن توسط افراد غیرمتخصص است، که این می‌تواند نتایج و تبعات منفی برای افراد ناآگاه داشته باشد.

ما هم در تایپ‌شناسی معتقدیم که MBTI یک پرسشنامه یا تست نیست که قرار باشد فقط به کمک تست، تیپ‌ شخصیتی افراد را مشخص نماید یا راهکارهای دقیقی برای انتخاب شغل، انتخاب پرسنل سازمان و انتخاب شریک عاطفی ارائه کند. بلکه MBTI مدل یا ابزاری سودمند و کاربردی است که بینش تحلیلی فوق‌العاده‌ای در مورد شخصیت و برخی از کارکردها و جنبه‌های آن به دست می‌دهد.

اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که می‌بینیم برخی از سایت‌ها یا موسسات تمام نظریه MBTI و کلیه بینش‌های ارزشمندی که می‌تواند به ما بدهد را- بدون فهم عمیق آن- تنها در یک تست آنلاین خلاصه می‌کنند و وقتی چهار حرف تیپ شخصیتی‌تان را دریافت می‌کنید کار همین‌جا تمام می‌شود.

در حالی که حقیقت این است: بعد از تست زدن کار شما تازه شروع می‌شود و تازه در ابتدای راه خودشناسی قرار می‌گیرید. علت اکثر انتقاداتی که این سال‌ها به MBTI شده است همین ساده‌نگری‌ها و سطحی کردن‌ها و بازاری شدن‌ها به هدف جلب و جذب مخاطب بیشتر است. در واقع انتقاداتْ متوجه خود MBTI نیست، بلکه به نحوه کاربریِ MBTI که در این سال‌ها به شدت سطحی شده است انتقاد می‌شود.

من یک کانال تلگرام می‌زنم، یک سایت می‌زنم و آن را پر می‌کنم از مطالب به اصطلاح روانشناسی (اما در سطح طالع‌بینی!) و برای اعتبار بخشیدن به آن یک تست MBTI هم کنارش می‌گذارم! روابط عاطفی تیپ‌ها را به سطحی‌ترین شکل ممکن بررسی می‌کنم و به خیال خودم دارم به صورت تخصصی روی MBTI کار می‌کنم!

بزرگ‌ترین مشکل همین نگاه ساده‌انگارانه به MBTI است. MBTI فقط یک تست نیست و شما تنها با دادن یک آزمون آنلاین و دریافت یک تفسیر ساده از تیپ شخصیتی‌تان نمی‌توانید اطلاعات کاملی در مورد تایپ خودتان به دست بیاورید.

علاوه بر این اغلب تست‌های آنلاین MBTI (که رسمی و مورد تأیید نیستند) نتیجهٔ تست شما را به غلط ارائه می‌کنند. این تست‌ها کاملاً غیر قابل اعتمادند و منجر به سردرگمی و گمراه شدن کاربران می‌شوند. در نتیجه قبل از اینکه به این تست‌ها اعتماد کنید لطفاً موارد زیر را در نظر داشته باشید:

۱. ترجیحات یا کارکردها؟

مشکل تمام تست‌های غیررسمی MBTI این است که بر اساس ترجیحات چهار حرفی است نه بر اساس تئوری کارکردهای یونگ. شما تا زمانی که با تئوری کارکردها (Cognitive Functions) آشنا نشوید نمی‌توانید درک عمیق و دقیقی از تیپ شخصیتی‌تان به دست بیاورید و در نتیجه نمی‌توانید نتایج تست را تفسیر کنید. مگر هدف نهایی این نیست که خودمان را بهتر بشناسیم؟‌ خب، پس آشنایی با کارکردها امری ضروری است و بدون آن بعید است در درک عمیق جنبه‌های شخصیت توفیقی کسب کنیم.

تست‌ها به شما می‌گویند شما E هستید یا I یا N-S یا T-F و یا J-P. اما در مورد اینکه کارکرد غالب شما چیست و چقدر در شکل‌گیری شخصیت شما نقش دارد و مثلاً معنی Te چیست و تفاوت‌های آن با Ti در کجاست توضیحی داده نمی‌شود.

ترجیحات به تنهایی اطلاعات خاصی به شما نمی‌دهند. بلکه این کارکردها هستند که در مورد فرایندهای روانشناختی و ذهنی ما توضیحات کاملی ارائه می‌کنند. و نکته مهم اینجاست که شما تا زمانی که با تئوری کارکردها آشنا نباشید و آن را عمیقاً درک نکنید نمی‌توانید به درک و تفسیر درستی از چهار حرف تیپ شخصیتی‌تان برسید. یعنی مثلاً زمانی می‌فهمید ENFP یعنی چه که اول بدانید Ne-Fi چیست. مشکل اغلب تست‌های آنلاین این است که کوچکترین اطلاعی در مورد کارکردها به کاربران نمی‌دهند.

این موضوع درست مثل این است که برای معاینه به مطب دکتر بروید و پزشک برای تشخیص وضعیت شما فقط به علائم بیرونی توجه کند و اساساً سراغ آزمایش‌ها و معاینات درونی (مثل آزمایش پرتونگاری) نرود. در حالیکه بسیاری از بیماری‌ها هیچ اثری بر وضعیت ظاهری فرد نمی‌گذارند و آن‌ها را فقط به کمک آزمایشات لازم می‌توان تشخیص داد.

بر اساس همین استعاره، ممکن است شما فکر کنید INTJ هستید یا در ظاهر اینطور به نظر برسد اما با بررسی‌های بیشتر و دقیق‌تر مشخص شود که تیپ شخصیتی شما INFP است. شما باید به سراغ متخصصی بروید که با لایه‌های درونی‌تر شخصیت آشناست و می‌تواند به شما کمک کند تا تیپ واقعی‌تان را پیدا کنید. چیزی که در تست‌های آنلاین و اینترنتی وجود ندارد.

۲. تست‌های آنلاین دیدگاه تک-بعدی را تقویت می‌کنند

وقتی تست MBTI را می‌زنید نتیجه به صورت یک تیپ چهار حرفی به شما نمایش داده می‌شود. هر کدام از این چهار حرف از یک محور با دو قطب استخراج می‌شوند (مثل E-I یا N-S و …) و بر اساس آزمون‌های آنلاین تیپ شخصیتی شما در نهایت فقط یکی از این دو قطب خواهد بود (یا N یا S). این رویکرد باعث تقویت دیدگاه تک-بعدی در کاربران می‌شود، مثلاً ما فکر می‌کنیم کسی که فکری (Thinking) است احساس ندارد و نمی‌تواند احساس کند.

اما در واقعیت همه ما بسته به موقعیتی که در آن هستیم فکر، احساس، حس و شهود را در خودمان داریم. نظریه کارکردهای شناختی این ایده را به خوبی توضیح می‌دهد که ما همه صفات (‌trait) مربوط به دایکوتومی‌ها را در خودمان داریم و فقط با ترتیب متفاوتی از آن‌ها استفاده می‌کنیم که همین باعث تفاوت تایپ ما با دیگری می‌شود.

در واقع طبق نظریه کارکردها، Thinkerها احساس دارند. Feelerها فکر دارند. بعضی Judgerها گاهی اوقات در تصمیم‌گیری دچار مشکل می‌شوند و بعضی Perceiverها برنامه روتینی دارند که هر روز طبق همان پیش می‌روند.

در نتیجه اینکه بخواهیم خودمان را در یک قفس سفت و سخت قرار بدهیم کاملاً اشتباه و غیرعلمی است. همه ما از فرایندهای ذهنی که در مغزمان قرار دارد استفاده می‌کنیم اما با اولویت‌های متفاوت.

حتماً الان بهتر درک می‌کنید که رویکرد تست‌های آنلاین چقدر می‌تواند به سردرگمی و گمراه شدن کاربرها منجر شود. ما در زندگی واقعی نمی‌توانیم خودمان را فقط به یکی از ترجیحات S,N,T,F  محدود و محصور کنیم و چارچوب سفت و سختی برای آن در نظر بگیریم. هیچکدام از ما فقط به یک منش و شیوه نیستیم. اما تست‌های آنلاین به شما می‌گویند شما Thinker هستید و این توضیحِ تکمیلی را نمی‌دهند که Thinker بودن به معنی Feeler نبودن نیست!

۳. سوگیری شناختی موقع پاسخ دادن به سوالات تست

آیا همه ما قادریم بدون سوگیری (Bias) در مورد صفات و خصوصیاتی که داریم قضاوت کنیم؟ تجربه و مطالعات مختلفی نشان می‌دهد که معمولاً چنین اتفاقی نمی‌افتد و ما معمولاً آن ویژگی‌هایی که دوست داریم داشته باشیم (و الان نداریم) را به خودمان نسبت می‌دهیم و این موضوع در فرایند پاسخ دادن به سوالات تست MBTI زیاد اتفاق می‌افتد. با این حساب می‌توانیم فقط به نتیجه آزمون MBTI اطمینان کنیم؟ قطعاً خیر.

۴. زبان مبهم و نامناسب تست‌های آنلاین

در تست‌های آنلاین معمولاً جملات و عبارت‌های بسیار مبهم، کلی و گنگ وجود دارد که نه تنها دید شما را در مورد خودتان شفاف‌تر نمی‌کند، بلکه بعد از آن باید چند ساعتی به مغزتان استراحت بدهید تا از آن سردرگمی و پیچیدگی بیرون بیاید!

این موضوع خصوصاً در تست‌های سایت‌های ایرانی و ترجمه شده بسیار به چشم می‌خورد. ترجمه‌های بسیار سطحی و جملاتی که گاهی اوقات باید چند بار بخوانیم تا منظورشان را متوجه شویم.

از طرفی زبان استفاده شده در اغلب تست‌های آنلاین تئوریک و انتزاعی است. مثلاً ممکن است طراحان تست از یک عبارت منظور خاصی داشته باشند اما آزمون دهنده به دلیل آشنا نبودن با آن مفهوم برداشت دیگری از آن داشته باشد.

خب! به نظر شما این تست‌ها می‌توانند ما را به خودمان بشناسانند یا نتیجه دقیقی به ما بدهند؟! قطعاً خیر.

جمع‌بندی

همان‌طور که قبلاً هم در مقاله‌های مختلف اشاره کردیم، تست MBTI تنها یک قدم اولیه است و به هیچ وجه برای تعیین تیپ شخصیتی و آشنایی با جنبه‌های مختلف آن کافی نیست. علاوه بر این‌ها اغلب تست‌های آنلاین MBTI با خطا همراه هستند و شما را در مورد تیپ شخصیتی‌تان به اشتباه خواهند انداخت.

در صورتی که می‌خواهید درک درستی از خودتان و تیپ شخصیتی‌تان داشته باشید بهترین راه این است که روی کارکردها متمرکز شوید و اطلاعات خودتان را در این حوزه افزایش دهید. در این صورت درک بهتری هم از تیپ‌های شخصیتی خواهید داشت. علاوه بر مطالعه شخصی، روش دیگر این است که در یک کارگاه استاندارد شخصیت‌شناسی MBTI که توسط مدرس یا مربی آموزش دیده و کاربلد برگزار می‌شود شرکت کنید.