درباره نویسنده

تیپ‌شناسی نوین

ما در گروه تیپ‌شناسی نوین در زمینه ارائه خدمات تخصصی با مدل تیپ‌شناسی MBTI به افراد و سازمان‌ها فعالیت‌ می‌کنیم. هدف ما افزایش درک متقابل و در نتیجه بهبود کارآیی افراد در تیم‌های کاری و روابط بین فردی و عاطفی است.

مطالب مشابه

4 ديدگاه

  1. 1

    فاطمه

    سلام
    ممنون از مقاله خوبتون. نقطه ضعف من از بچگی بازیگوشی، عدم تمرکز کافی و حواس پرتی بود. پیش میومد که مامانم کاری از من میخواست و میرفت و من کلا فراموش میکردم و کلا به کار دیگه ای مشغول میشدم. و این به علاوه سرزنشها باعث شده بود تصور کنم هوش پایینی دارم. هر چند در دوران تحصیل در مدرسه خوب بودم و با تلاش خیلی کم نتایج قابل قبولی میگرفتم. تا این که وارد دانشگاه شدم و با شرایط سخت گیرانه تری برای تحصیل مواجه شدم. کم کم دقت و تمرکزم رو به دلیل فشارهای بیرونی افزایش دادم. اما باید اعتراف کنم که همچنان مدت زمان توجهم به یک موضوع خاص خیلی کوتاهه. سر کلاس تو دانشگاه اوایل تلاش میکنم جزوه بنویسم (با خط خوش شروع میکنم.) بعد کم کم خسته میشم و دست خطم رفته رفته خراب میشه و کم کم بعضی قسمت ها رو اصلا نمیتونم بنویسم و نهایتا رهاش میکنم و مخصوصا اگر استاد یکنواخت درس بده این فرایند سریعتر پیش میره و من چرت میزنم. تا به امروز موفق نشدم یک جزوه کامل بنویسم و همیشه از دیگران جزوه میگیرم😔. اما همونطور که در مقاله اشاره کردین big picture رو میگیرم و اغلب همین کارم رو راه میندازه.

    پاسخ
    1. 1.1

      کسری

      سلام . من هم همین مشکل شما را در نوجوانی داشتم.مادرم مرا سرزنش می کرد که تو تنبلی و حواس پرتی. بابام هم گاهی این حرکتمو به صورت عمدی می گرفت و خیال می کرد که قصد بی احترامی دارم برای همین کتکم می زد. به طوری که اعتماد به نفسم به طرز خیلی زیادی نزول کرد.تا کلاس پنجم شاگرد ممتاز مدرسه بودم. حتی یکبار مدرسه تیزهوشان از من دعوت کرد. اما با شروع نوجوانیم و با افزایش دغدغه های روحی و فکری ام، نمراتم رو به نقصان رفت تا جایی که نمره دیپلمم خیلی کم شد. اما دانشگاه برایم فصل جدیدی رقم زد. رشته ای که دوست داشتم انتخاب کردم و دراومدم. البته تو دانشگاه هم پستی و بلندی زیادی داشتم اما الان که دیگه ترم آخرم خوشحالم از انتخابم. خدا رو شاکرم که اشتباه انتخاب نکردم. الان فهمیدم که مشکل اینجا بوده که افراد اکثر اوقات دیگران رو از زاویه خودشان می بینن و قضاوتشون بر این اساسه. ساده ترین مثالش وقتیه که دو نفر راجع به خواننده مورد علاقه شون صحبت می کنن. یکی میگه Enrique خوب می خونه جاستین بد اون یکی میگه اتفاقا تو اشتباه می کنی.(خواستم مثال ملموسی زده باشم. هر چند من خودم یک شهودی هستم ) 🙂

      پاسخ
      1. 1.1.1

        تیپ‌شناسی نوین

        سلام به شما کسری گرامی،
        خوشحالیم که با تیپ‌شناسی نوین همراه هستید، ممنون از اینکه تجربه‌تان را بیان کردید. بسیار باعث خوشحالی است که با استفاده از آگاهی‌تان مسیر تحصیلی متناسب با توانمندی‌هایتان را برگزیده‌اید.

        پاسخ
    2. 1.2

      تیپ‌شناسی نوین

      سلام به شما فاطمه گرامی،
      خوشحالیم که در سایت هم همراه ما هستید، ممنون از اینکه تجربه‌تان را مطرح کردید. همین که از این موضوع «آگاه» هستید یعنی اولین قدم را برای ثبات و تعادل برداشته‌اید.

      پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمام حقوق این سایت متعلق به گروه تیپ‌شناسی نوین با مدیریت آرسام هورداد می‌باشد.