درباره نویسنده

تیپ‌شناسی نوین

ما در گروه تیپ‌شناسی نوین در زمینه ارائه خدمات تخصصی با مدل تیپ‌شناسی MBTI به افراد و سازمان‌ها فعالیت‌ می‌کنیم. هدف ما افزایش درک متقابل و در نتیجه بهبود کارآیی افراد در تیم‌های کاری و روابط بین فردی و عاطفی است.

مطالب مشابه

7 ديدگاه

  1. 4

    امید

    Intjبودن سختە…..خیلی….چون تو جامعە ما بایدمطیع سربە زیر و پیرو مسیرهای معلومالحال انجام امور باشی چاپلوسی کنی و مافوقت رونقدنکنی…..اینا برای یەintjسختە…..روش خودتو داشتە باشی هم کە کلاoutمیشی….اعتماد بنفست رو ک بالا نشون میدە…..همەمیخان بشکننش…..ک بگن پایینتری ازمون….فک میکنن داشتن اعتمادبنفست مبارزە طلبیە….فک نمیکنن ک شخصیە عادیە و مال خودتە

    پاسخ
  2. 3

    محمد

    من یه intj هستم دانشجوی رشته ی برق
    در زمان استرس وحشتناک دچار تحلیل میشم انگار کلا به بنبست رسیدم بعد خود تحلیلی منفی دوباره باعث استرس میشه انگار تو یه چرخه ای گیر میوفتی راندمانت به شدت پایین میاد
    در این صورت یکی از راه های رهایی از این وضعیت یه حواسپرتی خوبه من خودم ورزش منظم میکنم هم باعث کاهش استرس میشه هم حواستو پرت میکنه از موضوع
    البته کلا عادت به ورزش دارم

    پاسخ
    1. 3.1

      تیپ‌شناسی نوین

      ممنون از تجربه‌ مفیدتون محمد گرامی.

      پاسخ
  3. 2

    مهتا

    دقیقا چجوری میشه این خودآگاهی رو کمرنگ یا خاموش کرد؟

    پاسخ
    1. 2.1

      تیپ‌شناسی نوین

      مهتای گرامی، نیازی به خاموش کردن این خودآگاهی نیست، کافی است اجازه ندهیم این آگاهی تبدیل به منتقدِ بی رحمِ درونی شود و ما را از عمل‌گرایی و فعالیت‌های سازنده باز دارد. مسئله این است که درگیر چرخهٔ بی‌پایان افکار و تحلیل نشویم.
      پیروز باشید

      پاسخ
  4. 1

    یک INTJ😊

    فکر میکنم این بهترین مقاله ای بود ک تو سایتتون خوندم…البته برای من.
    این قضیه ک من خودم حس میکنم اعتماد ب نفس پایینی دارم(و حالا متوجه میشم دقیقا علتش توقعات زیادی هست ک از خودم دارم و اینک کوچکترین اشتباهی از خودم برام خیلی بزرگ جلوه میکنه و اعتماد ب نفسم ب شدت کاهش پیدا میکنه) اما اطرافیانم منو با اعتماد ب نفس حتی زیاد و خونسرد و ریلکس میدونن همیشه اذیتم کرده…ولی الان ک علتش رو فهمیدم شاید دیگ اونقدر اذیتم نمیکنه.
    و مورد بعد اینک گفتید intjها خیلی خوب بلدن وانمود کنند کاملا درسته.
    مثلا ی نمونش اینکه من خیلیییییی درونگرا بودم،ولی چون این مورد عموما باعث میشد ضربه بخورم و اذیت بشم الآن مثل برونگراها رفتار میکنم.درحالی ک درونن هنوز همون درونگرا هستم.
    مسئله دیگ اینک توی وانمود کردن خوب باشی شاید کاربردی باشه اما من دوسش ندارم…و از اینک تو بعضی موارد وانمود میکنم جور دیگه ای هستم و معمولی تر هستم(چون عموما ی القابی مثل عجیب غریب میگرفتم)ناراحتم،چون با واقعیت من متفاوته…
    راهکارتون برای این مشکل من چیه؟
    اینک القاب عجیب و غریب نگیرم و بخاطر نگرفتنش مجبور ب وانمود نشم؟

    پاسخ
    1. 1.1

      تیپ‌شناسی نوین

      سلام به شما دوست گرامی،
      تشکر از همراهیتون و خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده.
      در خصوص بخش آخر دیدگاه شما، در مجموع نیازی به وانمود کردن یا عادی جلوه دادن خودتان وجود ندارد. طبیعتاً محدوده علاقه‌مندی‌ها، توانایی‌ها و ایده‌های افراد با یکدیگر متفاوت است و مثلا ممکن است موضوعی که مورد علاقه‌ شماست و ساعت‌ها برای آن وقت می‌گذارید، مورد علاقه و حتی مورد توجه افراد دیگر نباشد، یا بر عکس ممکن است بسیاری از علاقه‌مندی‌های دیگران برای شما موضوعی معمولی و عادی باشد که این طبیعی است و در هر دو صورت نیازی به سانسور یا اصلاح نیست، بلکه بهتر این است که سعی کنید تا حد ممکن ایده‌ها و علاقه‌مندی‌هایتان را با افرادی که دغدغه‌های مشابه و هم‌سو با شما دارند به اشتراک بگذارید و «ارتباط ذهنی و فکری» خودتان را با این افراد گسترش دهید و البته با سایرین هم مصاحبت و هم‌نشینی تا حد ممکن سازنده را تجربه کنید. گاهی نیازی نیست با همه افراد از ایده‌ها و علاقه‌مندی‌هایمان صحبت کنیم فقط کافی است جمع مناسب خودمان را پیدا کنیم.
      پیروز باشید

      پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمام حقوق این سایت متعلق به گروه تیپ‌شناسی نوین با مدیریت آرسام هورداد می‌باشد.