درباره نویسنده

تیپ‌شناسی نوین

ما در گروه تیپ‌شناسی نوین در زمینه ارائه خدمات تخصصی با مدل تیپ‌شناسی MBTI به افراد و سازمان‌ها فعالیت‌ می‌کنیم. هدف ما افزایش درک متقابل و در نتیجه بهبود کارآیی افراد در تیم‌های کاری و روابط بین فردی و عاطفی است.

مطالب مشابه

7 ديدگاه

  1. 5

    Fateme

    با سلام .
    خیلی ممنون از مطالب مفیدتون.
    از وقتی با سایت شما آشنا شدم و تیپ شخصیتی خودم را شناختم احساس رضایت زیادی از خودم دارم. چرا که تا قبل از این به شدت از خصلت درون گرایی خودم ناراحت و افسرده بودم. بخش اعظمی از این افسردگی و ناراحتی مربوط به واکنش های اشخاص برون گرا در مواجه با من بوده ، رفتارهای درون گرایانه من بارها توسط این اشخاص مورد انتقاد قرار گرفته و تحمل حضور در جمع برون گرایان برای من بسیار سخت بوده است، طوری که تحمل کار در حرفه بازیگری تئاتر برای من بسیار سخت شد ، من به طور ناخودآگاه و بدون اینکه به نحوه ی رفتارهایم توجه کنم نقاب برون گرایی بر چهره زدم تا بتوانم در بین جمعی از برون گرایان حرفه ی تئاتر ( که گویا مالک این شغل به نظر می رسند ) حضور یابم. ولی بدون دانستن تکنیک های درست تغییر رفتار از درون گرایی به برون گرایی ، رفتاری به مراتب غیر طبیعی تر از حالت درون گرایی پدیدار میشد که تحمل این شرایط نسبت به حالت قبل سخت تر بود . به نظر من تغییر رفتار در موقعیت های مختلف و حفظ تعادل رفتاری به کمک اموختن تکنیک های موثر می تواند مفید واقع شود بدون دانستن این تکنیک ها عملا نمی توان نقاب مثبتی بر چهره زد ، و قطعا نتیجه عکس خواهد داد .

    پاسخ
  2. 4

    مژده شریفی

    سلام… کمتر از دو ماهه که شانس این رو داشتم که به این جمع بپیوندم. در این مدت از مطالب و مقالاتی که به اشتراک میذارین خیلی استفاده کرده ام. اغراق نمی کنم اگه بگم بعد از این همه سال احساس گناه و کمبود از این همه تفاوت رفتاری و دیدگاهی که با اکثر دوستان و اطرافیانم داشتم رسیدن به احساس آرامش بعد از خوندن مطالب شما چقدر مغتنم و خوشایند بود برام. متاسفانه من بدلیل عدم شناخت درست و علمی از شخصیتم، عموما در مشاغلی بودم که اصلا باهام همخونی نداشتن و مرتب مجبور به تعویض شغل بودم. و متاسفانه به مرور زمان، آستانه تحملم هم پایین اومد یعنی اگه اوایل سه چهار سال محیط کارم رو تحمل می کردم تا به مرز انزجار برسم، این اواخر به مرز شش هفت ماه رسیدم. البته الان هم شاغل نیستم ولی حداقل با شناختی که کم کم دارم از ویژگی های شخصیتی خودم پیدا میکنم، بدلیل فشار بیکاری مرتکب اشتباهات گذشته نمیشم. فعلا در مرحله ی بازشناسی نقاط قوت خودم هستم و یافتن شغلی که تطابق بیشتری باهاش داشته باشم.
    و اما بطور مشخص در مورد این مقاله باید بگم من هم تجربه ی نقاب برون گرایی رو داشتم و انرژی بیش از حدی که از دست میدادم و مشکل دیگه هم این بود که وقتی من رو با اون نقاب برون گرایی میشناختن، دیگه نمی تونستم خودم باشم و اگه یه مدت طولانی رفتارهای درون گرایانه نشون میدادم با اعتراض و تعجب مواجه میشدم و انگ “نامتعادل” بودن بهم میخورد. بهرحال بهترین توصیه همینه: هر کس بسته به درجه ی درونگرا بودن، در موقعیت ها و زمانهایی که خودش تشخیص میده در حد متعادل و نه افراطی، رفتارهایی برونگرایانه رو تجربه و بروز بده.
    خیلی ممنون و خوشحالم که بواسطه مطالب شما، از شر اون احساس گناه خلاص شدم و به صلح و آشتی با خودم و صد البته با دیگران رسیده ام.

    پاسخ
  3. 3

    محمد

    با سلام
    به نظر من منشأ شخصیتی آدما مشابه هست، یعنی حالت متعادل از برونگرایی و درونگرایی می باشد، منتها در طی سال ها شکل گیری در خانواده و اقوام و بعد ها در مدرسه و دانشگاه تیپ شخصیتی به وجود آمده که به صورت انتخابی و جهت بهبود زندگی قابل تعدیل شدن هست.

    پاسخ
    1. 3.1

      تیپ‌شناسی نوین

      سلام به شما دوست گرامی
      ممنون می‌شویم اگر سند یا رفرنس معتبر و موثقی برای دیدگاه‌تان دارید ذکر بفرمایید تا ما و سایر دوستان از آن استفاده کنیم. احتمالا متوجه این موضوع هستید که در خصوص اصول و مستندات علمی مجاز به ابراز نظرات شخصی خودمان نیستیم و هر اصل و ادعایی الزاماً باید با فکت و مستندات کافی آکادمیک ارائه شود.
      مطابق تئوری Type خصوصیات و ترجیحات شخصیتی ما «ذاتی» هستند و هر فرد با این ترجیحات زاده می‌شود.

      یونگ نیز اعتقاد داشت ترجیحات فرد ذاتی هستند، اگرچه در طول زمان می‌توان Traitهای به خصوصی را تقویت نمود و آن‌ها را رشد و توسعه داد.

      منابعی که در آن‌ها به «ذاتی- inborn» بودن ترجیحات شخصیتی اشاره شده است:

      Bouchard, T. J. (1995). Genetics and evolution: Implications for psychological theories. In J. Newman (Ed.), Measures of the five factor model and psychological type: A major convergence of research and theory (pp. 20-42). Proceedings of the symposium at APT-X, the Tenth Biennial International Conference of the Association for Psychological Type, July 1993. Gainesville, FL: Center for Applications of Psychological Type.

      Bouchard, T. J. (Speaker). (1993, July). Twins and type. Presented at APT-X, the Tenth Biennial International Conference of the Association for Psychological Type. (Cassette Recording No. F196-4). Garden Grove, CA: InfoMedix (1-800-367-9286).

      Green, K. L. (1993, Summer). Thomas Bouchard: Twins and type. Bulletin of Psychological Type, 16(3), 6-7.

      Vandenberg, S. G. (1966). Contributions of twin research to psychology. Psychological Bulletin, 66, 327-352.

      Vandenberg, S. G. (1967). Hereditary factors in normal personality traits (as measured by inventories). Recent Advances in Biological Psychiatry, 9, 65 – 104.

      Twin studies cited by Rowan Bayne (these are not MBTI studies):

      Bergeman, C. S., Chipuer, H. M. Plomin, R. et al (1993, June). Genetic and environmental effects on openness to experience, agreeableness, and conscientiousness: An adoption/twin study. Journal of Personality, 61(2), 159-179.

      Bouchard, T. J., Lykken, D. T., McGue, M., Segal, N. L., and Tellegen, A. (1990, October). Sources of human psychological differences: The Minnesota study of twins reared apart. Science, 250, 223-228.

      پاسخ
  4. 2

    زهرا

    سلام و ادب، و تشكر از مطالب مفيد؛
    من ادمي درون گرا هستم كه در خانواده اي بسيار برون گرا زندگي ميكنم. مطالب اين مقاله در دوران كودكي من ( زماني كه هيچ چيزي در مورد درون گرا و برونگرا بودن نميدونستم) هميشه در حال وقوع بود. چون از طرف خانواده مورد سرزنش قرار ميگرفتم كه مثلا چرا در جمع هاي شلوغ فاميلي، ساكت هستم و مثل بقيه بچه ها رفتار نميكنم، من هم فكر ميكردم مشكل از من است و بايد خودم رو اصلاح كنم. به همين خاطر هميشه زمان حضور در جمع هاي شلوغ تمام انرژيم رو صرف اين ميكردم كه مثل بقيه باشم، شلوغ كنم و حرف بزنم. ولي اين كار به مرور زمان به شدت خسته ام ميكرد و انرژيم تحليل مي رفت. بعد از اون احساس عدم موفقيت ميكردم و باعث ناراحتي من از خودم و از جمع ادم هاي اطرافم ميشد.و اين چرخه ادامه داشت.
    ولي الان خداروشكر متوجه اصل موضوع و تفاوت هاي شخصيتي شده ام و راحتتر ميتونم بين ابراز خود واقعيم و نقاب برون گرايي تعادل برقرار كنم، و اين ارامش خوبي برام ايجاد ميكنه.
    نكته جالب ديگه اينه كه من در كودكي هميشه فكر ميكردم من مشكلي دارم و ادم خاصي هستم، انگار كه هيچ ادم درون گرايي در اطرافم نميديدم. ولي الان با شناختي كه نسبت به مسئله پيدا كردم ميبينم كه ادم هاي درون گرا در اطراف ما تعدادشون اصلا كم نيست، و اتفاقا ادم هاي موفقي هم هستند.

    پاسخ
    1. 2.1

      آرسام هورداد

      سلام به شما زهرای گرامی
      دیدگاه شما را خواندم، بسیار خوشحالم که موفق شده‌اید این تعادل را ایجاد کنید.
      پیروز باشید

      پاسخ
  5. 1

    محمد ح

    سلام من یک infj هستم معلم هستم و این مطالب برام خیلی آشناست ممنون

    باید کمی به مطالبتون فک کنم برمی‌گردم نظرم رو میگم موفق باشید

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمام حقوق این سایت متعلق به گروه تیپ‌شناسی نوین با مدیریت آرسام هورداد می‌باشد.