درباره نویسنده

آرسام هورداد

من آرسام هورداد هستم مدرس و نویسنده در حوزه‌ی شخصیت‌شناسی MBTI. هدف من از تأسیس این سایت ارائه مطالب آموزشی در زمینه توسعه‌ مهارت‌های فردی و سازمانی است. با تیپ شناسی نوین همراه باشید!

مطالب مشابه

5 ديدگاه

  1. 4

    Alham

    (یک ENTP)
    باسلام و خسته نباشید.
    میخواستم بپرسم چرا تعداد تیپ های شخصیتی افراد در مکان های متفاوت ،متفاوته؟
    مثلا در کشور های غربی طبق آمارها تعداد(INTJ,INFJ,ENTJ)کم هستش و شانس دوست شدن با همچین آدم هایی هم مسلما کم است، اما چرا دوستان صمیمی ام که ۴ نفرن همچین شخصیت هایی دارن؟
    یا بیشتر با افراد (INFP) میگردم؟
    آیا ممکنه این تصادفی باشه؟
    چون طبق آمارهایی که توی سایت های معتبر زده ،پیدا کردن دوستانی با این نوع تیپ شخصیت سخته.

    پاسخ
  2. 3

    نگین

    اینکه اندیشه ها و احساساتمون درونیه فکر میکنم به خاطر کشمکشیه که درونمون داریم و اجازه نمیده به راحتی احساسات یا اندیشه مون رو بیان کنیم چون میدونیم اگه به کلمات تبدیل بشن چیزهای عجیب و غیرعادی به نظر میان و نمیشه با هرکسی حرف های عجیب و عمیق زد.و دلیل دیگه اش هم برمیگرده به شناختمون از عواطف آدم ها. من خودم موقع بیان احساساتم خیلی احتیاط میکنم که کلماتم باعث رنجش کسی نشه یا بعدا روش تاثير نذاره و در کل نمیخوام کشمکش ذهنی خودم رو به کس دیگه ای منتقل کنم.
    و یه چیز جالبی که فهمیدم و فکر میکنم درست باشه اینه که ترجیح میدم ارزش های شخصیم با کلمات بیان نشن یا حداقل به خاطر همرنگ شدن با جماعت، ساده بیان نشن. وقتی درونی هستن و پیچیده، بیشتر بهم انگیزه میدن و وقتی سعی میکنم با کلمات ساده بیانشون کنم و از مخاطبم هیچ واکنش مثبتی دريافت نمیکنم، دچار تنش درونی میشم که چرا حرمت این ارزش ها رو شکستم و اونارو از قلعه امنشون خارج کردم تا اینطور مورد بی احترامی و بی اعتنایی قرار بگیرن!

    پاسخ
  3. 2

    یک intj

    سلام جناب هورداد
    یه سوالی همیییشه ذهن منو درگیر کرده. میخوام بدونم که قانون طبیعت اینه که قوی تر ها بمونن و ضعیف تر ها کم کم حذف شن… درسته؟ حالا سوال من اینه اینکه افراد ES هفتاد هشتاد درصد جوامع رو تشکیل میدن به خاطر قوی تر بودنشونه؟ و افراد IN مثل intj ها یا infpها یا intp ها که درصد خیییلی کمی از جامعه رو تشکیل میدن ینی ضعیف ترن و کم کم دارن حذف میشن؟ پس چرا انقدر تعدادشون کمه؟ بالاخره هر چیزی باید یه دلیلی داشته باشه دیگه! مثلا نسبت زن و مرد یا تولد نوزادان دختر و پسر تقریبا 50 50 است. حالا نباید توی این 16 تا تیپ هم مساوات رعایت میشد؟ این که نسبت این تیپ ها ایننقدر با هم متفاوته یه کم مشکوکه! یا اون تیپ هایی که گفتم ضعیفن یا ….

    پاسخ
    1. 2.1

      آرسام هورداد

      سلام به شما
      اول از همه باید بگم از این پرسش فوق‌العاده لذت بردم، آفرین به این ذهنیت تحلیلی و قوی؛ بعد از مدت‌ها یه سوال قوی پرسیده شد.
      اگر به هزاران سال قبل و زمانی که انسان‌ها غارنشین بودن و هنوز تمدنی تشکیل نشده بود برگردیم، بشر برای بقا نیاز به مهارت‌های عملی و بدنی قوی داشت، باید شکار می‌کرد، باید سلاح می‌ساخت، باید غذا می‌پخت، باید در درگیری‌ها برنده می‌شد و … پس انسان‌ها برای بقا در اون سال‌ها به آدم‌های S بسیار بیشتر از Nها نیاز داشتند. طبیعی هم هست، ما اون موقع نیاز چندانی به کسی که خلاقه، توی ذهنش هست، ارتباطات خوبی بین پدیده‌ها پیدا می‌کنه، نظریه‌پردازه، هنردوسته، روش‌های جدید و امتحان‌نشده رو ترجیح می‌ده و … نداشتیم، ما برای بقا و زنده موندن به Sها نیاز داشتیم.
      حالا یک جهش خیلی سریع و بلند داشته باشیم به آینده: زمان گذشت تا رسیدیم به عصر کشاورزی و بعد انقلاب صنعتی و حالا هم که عصر اینترنت و دنیای دیجیتال، عصر اطلاعات. الان اما بازی عوض شده و عمده صحنه‌گردان‌های این دنیای جدید (از انقلاب صنعتی به بعد) Nهای نظریه‌پرداز و تئوریک هستند.
      ما الان Nهایی را داریم (و داشتیم) که حقیقتاً درک انسان‌ها رو دگرگون کردند و ارتقا دادند و در نتیجه «گذار» و پیشرفت از یک دوره به دورهٔ جدید دیگر مدیون خلاقیت اون‌هاست.
      چه در حوزه‌های ادبی، هنری یا فلسفی که عموما NFها پرچمدارش هستند و چه در حوزه‌های تکنولوژیک و سیستمی‌تر که NTها در اون پیشتاز هستند (فقط چند نمونه: بیل گیتس، زاکربرگ و الان ماسک)
      همین حد از تأثیرگذاری نقش مهم Nها (و اختصاصا INها) را نشان می‌ده.
      و نکته بسیار مهم اینکه اگر Nها در «تعداد» کم‌تر هستند، معنیش کم بودن تأثیرگذاری اون‌ها نیست، این کم بودن در تعداد ریشه در تلاش انسان‌ها برای بقا در ده‌ها هزار سال قبل داره.
      و البته نکته مهم دیگر موضوعی هست که در پرسشتون بعنوان پیش‌فرض مطرح کردید؛‌ ببینید طبیعت با بقای «سازگارترین» گونه موافق است نه لزوماً قوی‌ترین گونه (که البته این «سازگاری»، هزاران سال قبل اتفاقاً معنی قوی بودن هم می‌داده اما الان می‌تونه معانی متفاوتی داشته باشه)
      موفق باشید
      آرسام هورداد

      پاسخ
  4. 1

    نير صفارو

    بسيار عالي و مفصل توضيح داديد ودر مورد من كه Infp هستم كاملا صدق ميكند ، من خودم پزشك متخصص داخلي ام و چقدر حسرت ميخورم كه جرا نرفتم روانپزشكي بخونم. ، يه نكته ديگه ام اشاره كنم كه كافيه من كمي با يك نفر حتي غريبه صحبت كنم و اون اونقدر كنار من راحته كه درد ل ميكنه و كاملا بهم اعتماد ميكنه ، تو مطب هم اونقدر به مريض ها م توضيح ميدم كه منشي گوشزد ميكنه كه بقيه منتظرن ، خيلي ميخوام به بيمارانم كمك كنم و خيلي براشون وقت ميزارم كه حتي نفع مالي نداره و فكر ميكنم من مطب داري نميتونم بكنم، ببخشيد طولاني شد،

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمام حقوق این سایت متعلق به گروه تیپ‌شناسی نوین با مدیریت آرسام هورداد می‌باشد.